محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

132

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

گفت : معاوية بدان صفت كه به تو رسيده است بمرد ومردم عراق به من نامه‌ها نوشتند ومرا جانب خويش خواستند . عبد اللّه مطيع گفت : يا بن رسول اللّه ! حرمت اسلام را ضايع مگذار وحرمت خويش را پاس دار وبر حرمت عرب ببخشاى . آنچه به دست آل أميّه است . اگر بطلبى بر تو ابقا نكنند وچون تو كشته شوى ، اين سه حرمت ضايع ماند واسلام را وقع « 1 » برخيزد وآل اميّه پس از تو از ديگرى نهراسند ودر خون ومال مسلمانان به ناروا حكمها رود . « 2 » أبو عبد اللّه بدين سخن التفاتى نفرمود وروان گشت . تنى چند كه ملازم خدمت زهير بن القين « 3 » بودند ، حكايت كردند كه از مكّه با امام حسين بن علي بيرون شديم وبر ما بسى گران بود كه با أو به يك جاى فرود آييم . چه ، عاقبت كار أو نيك مىدانستيم ؛ ولى چون به جايى رخت بنهادى « 4 » ما را از فرود آمدن چاره نبود . ناچار به جاى ديگر فرود مىآمديم ، مگر روزى ملازمى از آن أو بيامد وبه زهير سلام داد وگفت : أبو عبد اللّه را با تو حاجتي است ، أو را أجابت نماى . همگان به تحيّر فرو شديم وانديشهء فراوان بر درون ما استيلا يافت . مگر ديلم « 5 » زن أو بانگ برآورد كه پسر رسول

--> ( 1 ) . اعتبار وحيثيت از دست مىرود . ( 2 ) . تاريخ طبري ج 3 / 301 ؛ ارشاد 211 ؛ وقعة الطف ص 160 ؛ عقد الفريد ج 5 / 118 . ( 3 ) . وى نخست از هواداران عثمان بود ومىپنداشت كه وى مظلوم كشته شده لذا با امام علي عليه السلام ميانه خوبى نداشت . وناخواسته در راه مكة به كوفه با امام هم مسير شده بود . زهير در اين راه به امام پيوست ودر نبرد نابرابر كربلا فرماندهى جناح راست را عهده داشت وسپس همان جا به شهادت رسيد . ر . ك : رجال شيخ طوسي ص 73 ، منشورات شريف رضى ، قم ؛ أنساب الأشراف ج 3 / 167 . ( 4 ) . منزل كردن ، أقامت گزيدن . همراهان زهير سعى مىكردند در هيچ منزل نزديك كاروان امام حسين ، خيمه نزنند تا مجبور شوند با آنها ملاقاة كنند مگر در اين منزل كه امام نمايندهء خود را به سوى زهير فرستاد . ( 5 ) . ديلم دختر عمر همسر زهير در صحنهء عاشورا حضور فعال داشت . ر . ك : ترجمة الإمام الحسين من كتاب الطبقات ، چاپ مجلهء تراثنا ، شمارهء 10 ص 190 ؛ أعلام النساء المؤمنات ، محمد حسّون ، ص 341 ، انتشارات أسوة 1411 ه .